شده است آیا که در این "هستم" تن فرسا ، لختی از "من" بیرون باشی و با خاک زلازل همنشین زمین شوی؟ آنگاه، عشق بورزی به اعطیناک و میان برزخ و دوزخ ماسوای بهشت را به دیده بینی؟ دست در آلایش فرشته ها بری و دل را به جای گِل از آتش فرو کنی؟ بدینسان، بهانه از شیطان ستانی و او را به سجده ی آدم اجیر کنی؟ اینک همانم ، لختی بیرون شده از من ... رند تبریزی