آنجا که چشم های تو رنجیده می شوند
ارکیده های باکره خشکیده می شوند
در ضرب های شهوت منهای عاشقی
صبر و توان من همه نادیده می شوند
آری «حدیث سر و گل و لاله می رود»
تا نرگسان چشم تو روییده می شوند
وقتی کنار قافیه ها پرسه می زنی
آرایه های غم زده پوشیده می شوند
طرح کدام خاطره هستی که مهر و ماه
هر روز و شب برای تو زاییده می شوند
بـانـو بیـا شـبی غـزلی زنـدگـی کنیم
در بیت های بسته که نشنیده می شوند
آخر می آیی ای گل خندان به باغ من
روزی که یاس ها همه برچیده می شوند
رند تبریزی