تبليغاتX
 

 

دوباره سرخوش و شادی ، خمار آمیز می رقصی
شبیه شمس و مولانا ، چه شور انگیز می رقصی
انالحق گفته را مانی ، که ما را بر نمی تابی
مگر منصور حلاجی ، که حلق آویز می رقصی
من آن ققنوس بی بالم ، که در دام تو افتادم
و تو آن آتش قهری که بی پرهیز می رقصی
بهاری هستی و اما ، نمی بینی چه می ریزم
شبیه باد گلریزان ، که در پاییز می رقصی
نه تنها روز ای بانو ، که تا من زنده ام هر شب
تو در اندیشه های من به شب ها نیز می رقصی
گه از اینجا گه از آنجا ، برایت شعر می گویم
عقاب ذهن من هستی که تند و تیز می رقصی
میان این همه ماتم ، ملال انگیز شد شعرم
که من غرق تمنایم و تو یکریز می رقصی
تمام عمر سرگردان به دنبال تو می گشتم
ولی تو ای غزال من در این تبریز می رقصی

رند تبریزی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 22:37  توسط رند تبریزی  |