تبليغاتX
تذکـرﺓ الرنـدان - پرده های ارغنون ...

پرده های ارغنون ...

 

 

السابقون السابقون ، چون پرده های ارغنون
در چنگ جانم می زنند ، کانّا الیه الراجعون
هر دم مرا دل می رود ، تا سوی دلجویی شود
آنجا که دلهای سکون ، یابد ز عشق او جنون
ای آنکه بالا می روی ، وز بهر بی جا می روی
قارون بدان گنج فزون یکبارگی شد سرنگون
تا کی بمانی در هوس ، برخیز و بشکن این قفس
در عرش اعلی می رود ، آن دل  که از خود شد برون
ای زاهد طرّار ما ، خوش می نگر در کار ما
کز دست آن عیّار ما ، صد کاستی گردد فزون
تا عشق را جنبان کند ، در باور من رفته او
وین چرخ را افشانده از، فتانه های کاف و نون
با دلبر شیرین ما ، ویرانگری شد دین ما
نه تیشه ماند و نه کنون ، یک ذره ای از بیستون
ای رند تبریزی که خود بیگانه از عالم شدی
تا می توانی چون عدم ، بگریز از دنیای دون

رند تبریزی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 22:6  توسط رند تبریزی  | 
___________________________________________________________________________