تبليغاتX
 

من شتاب سحرم كه هر شب به وقت صبح قاصدكم
در طراوت زيبايي سحر سر ميزنم
در ستايش يار ميسرايم
سخن ميزنم با آفتاب-
در چه هستي؟
من روشنم و ميسوزم هزاران چرخ دور من زند
از خرابي حسنم حسن شان روشن است
تو چي داري در خود؟
اي آفتاب در من چيزهاست
در خلوت يار فدايش ميشوم
ز ديدار رويش هزار بار جوان ميشوم
در بهار حسنش بار بار بهار ميشوم
با من منشين روشنيم ترا گل خواهد كرد
من از روح خدا روحم اي آفتاب
من كعبهء دل دارم اي آفتاب- من عاشم
زمينم ,آسمانم,درخشانم ,عزيزم مناي آفتاب
اي آفتاب چه داري؟ 
كه من همان هستم
چه ميبيني ؟
كه من خواب هستم
چه هستي ؟
كه من يارم
من دوست زيباي صحرم
با من چيزي مگو - من ديوانهء سحرم

سيد منصور منصوري

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 18:47  توسط رند تبریزی  |