تبليغاتX
 

 

هر دم به درد سینه ی من گوش می کنی
وان را کــه شنیدی تـو  فـراموش می کنی
خـــوشـبوتر از نـــسیم بـهاری و  بی بــهار
عالم به یک کرشمه تو مغشوش می کنی
بــخت مــرا کـه پـر از جـای شِکوه هــست
با رقص چـشم غمزه سیه پـوش می کنی
ای تشنه ی شراب غـم از چشم عـاشقان
شادی طلب که اشک مـرا نـوش می کنی
با واژه های عشق جمله ی در هم تنیده را
ای نا رفیق سست،ز چه مخدوش می کنی
ویـن  لاجـورد  گـون  پـر از  مــکر و حــیله را
با  جــام  ارغــوان تو  چه مدهوش می کنی
آه از نــهاد  شـعر و غــزل هـم  پـرید و  رفت
ای بی رقیب که رقیبان من آغوش می کنی


ر.ت.ارغوان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 16:53  توسط رند تبریزی  |