هر دم به درد سینه ی من گوش می کنی
وان را کــه شنیدی تـو فـراموش می کنی
خـــوشـبوتر از نـــسیم بـهاری و بی بــهار
عالم به یک کرشمه تو مغشوش می کنی
بــخت مــرا کـه پـر از جـای شِکوه هــست
با رقص چـشم غمزه سیه پـوش می کنی
ای تشنه ی شراب غـم از چشم عـاشقان
شادی طلب که اشک مـرا نـوش می کنی
با واژه های عشق جمله ی در هم تنیده را
ای نا رفیق سست،ز چه مخدوش می کنی
ویـن لاجـورد گـون پـر از مــکر و حــیله را
با جــام ارغــوان تو چه مدهوش می کنی
آه از نــهاد شـعر و غــزل هـم پـرید و رفت
ای بی رقیب که رقیبان من آغوش می کنی
ر.ت.ارغوان