تبليغاتX
تذکـرﺓ الرنـدان

آذربایجان...

در بیان ما را عجم انگاشتند
در نهان همچون خران پنداشتند
ترک ما کردند ترک و گویشش
خاک غفلت را بر آن انباشتند
گرچه ترکان ساختند ایران زمین
پرچم قومی دگر افراشتند
همچو باران بلا نازل شدند
هیچ ظلمی را فرو نگذاشتند
تا که امت را به فرمان در کشند
شیخ قلابی به ما بگماشتند
قلعه بابک چرا ویرانه گشت
خائنین ، تخم خیانت کاشتند
تکه تکه گشت آذربایجان
داغ هجران را به دل بگذاشتند
سروری کردند بر این آب و خاک
هر چه ما کشتیم ، خود برداشتند
قهر کن رندی از این قوم ریا
چونکه جای آشتی نگذاشتند


رند تبریزی

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 19:51  توسط رند تبریزی  | 
___________________________________________________________________________

قانون آینه...

 

 

در تلاطم انديشه هايم
غوطه ور در سکوتي سياه فرو رفته ام
ناي بر خواستن در ساقهايم نيست
و آنچه اکنون به آن ايمان دارم
سيال روشني است که ديوارهاي وارونه را
به قانون آينه زنجير کرده است...


رند تبریزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 22:20  توسط رند تبریزی  | 
___________________________________________________________________________